• شنبه، ۹ اسفند ۱۳۹۹
  • السبت، 15 رجب 1442
  • Saturday, 27 February 2021

آيا اين كه احكام الهى فلسفه ندارند دليلى عقلى بر آن است، يا صرفاً تعبدى مى باشد؟ چرا ما بايد تعبداً احكام الهى را قبول كنيم، مثلاً ممكن است كه ملاكات احكام مربوط به زمان پيامبرصلى الله عليه وآله باشد و اكنون زمانه شرايط لازم را نسبت به آن ملاكات ندارد؟

آيا اين كه احكام الهى فلسفه ندارند دليلى عقلى بر آن است، يا صرفاً تعبدى مى باشد؟ چرا ما بايد تعبداً احكام الهى را قبول كنيم، مثلاً ممكن است كه ملاكات احكام مربوط به زمان پيامبرصلى الله عليه وآله باشد و اكنون زمانه شرايط لازم را نسبت به آن ملاكات ندارد؟

 پاسخ : در سؤال آمده است: «احكام الهى فلسفه ندارند…» اين سخن ناتمام است؛ چرا كه از ديدگاه دانشمندان از جمله علماى علم اصول و فقه اين مطلب پذيرفته شده كه احكام الهى تابع مصالح و مفاسد مى‏ باشند. به عبارت ديگر هر حكم الهى از يك مصلحت و فلسفه ‏اى برخوردار است كه براى فرد و جامعه مفيد و مؤثر مى‏ باشد. البته اين بحث مطرح است كه آيا عقل انسان توانايى دست‏يابى به آن را دارد يا خير؟ فلسفه يا حكمت و مصلحت پاره‏اى از احكام قرآن و روايات بيان شده كه مى ‏توانيد به كتاب ارزشمند محدث بزرگ شيعه مرحوم شيخ صدوق به نام «علل الشرايع» مراجعه فرماييد. و پاره‏اى ديگر از احكام بيان نشده است كه آن نيز داراى مصلحت بوده و امكان دريافت و ادراك آن براى همه نسل‏ها نبوده و يا به خاطر آن كه وقتى كسى به علم و آگاهى رسيد و به شخص اطمينان و اعتماد نمود جايى براى پرسش باقى نمى‏ ماند، چنان كه انسان وقتى يك متخصص را براى انجام امورى برگزيد به دستورات او عمل مى‏ كند بدون آن كه از علت و فلسفه آن جستجو كند، جز آن كه خود متخصص به بيان علت بپردازد. وقتى شخصى به طبيب متخصص مراجعه مى‏ كند آن چه ايشان در نسخه مى ‏نويسد مريض بدون بررسى از فلسفه و يا حكمت آن عمل مى‏ كند.
بنابراين پاره ‏اى از احكام به مرور زمان و با رشد فكرى و عقلى، فلسفه آن روشن مى‏ شود و پاره اى ديگر اگر روشن نيست نمى‏ توان گفت كه فلسفه ‏اى ندارد. بلكه از ديدگاه عقل، محال است كه احكام الهى بدون فلسفه باشند، چرا كه عقل هرگز نمى‏ پذيرد خداوند حكيم عالم و جواد، بندگان خود را به چيزى دستور دهد و يا جلوگيرى كند كه هيچ مصلحت يا مفسده ‏اى نداشته باشد. و اما علت اين كه ما بايستى احكام الهى را تعبداً بپذيريم آن كه اعتقاد و باور ما به ذات اقدس الهى و اين كه او براى هدايت و نجات بشر پيامبرانى را مبعوث نموده و از سويى دستورات مفيد و هدايت بخش ايشان در جهت مصالح بندگان به دلايل عقلى و نقلى به اثبات رسيده است. لازمه چنين اعتقادى آن است كه چنان چه فلسفه پاره ‏اى از دستورات الهى روشن نباشد بايد تعبداً پذيرفت و به آن عمل نمود، و گرنه به وظيفه بندگى عمل نشده است. بنابراين تعبد و بندگى الهى در تمام دستورات شرع ملاحظه شده و بايد رعايت شود.
و اين سخن كه چنان چه ما به ملاكات احكام آگاه باشيم ممكن است در احكام تغيير ايجاد شود اولاً ملاك احكام قابل تغيير نيست و همواره ثابت است. آن چه قابل تغيير و دگرگونى است موضوعات و عناوين احكام است و هرگاه عنوانى تغيير كند حكم آن نيز با تحول عنوان دگرگون مى‏گردد و شايد بدين جهت گاهى تعبير مى‏شود كه دگرگونى در ملاك احكام موجب تحول در احكام مى‏گردد.
به عنوان نمونه: خريد و فروش خون در يك زمان حرام بود، اما در زمان ديگر به خاطر استفاده آن در منافع حلال و مصالح بندگان حلال مى‏ شود. اين تحول در ملاك نيست، بلكه در عنوان است؛ زيرا در آغاز منافع حلال مورد توجه نبود و يا به خاطر رشد نكردن علم، قابل استفاده در جهات حلال نبود اما پس از رشد علمى و بهره‏ گيرى در منافع حلال عنوان حكم دگرگون مى‏ شود.
لازم به يادآورى است كه دست‏يابى به ملاك حكم و تغيير آن در برخى موارد هرگز موجب دگرگونى در حكم نمى‏ شود. چون بزرگان فرموده ‏اند: حكم الهى دائر مدار علت است نه حكمت. اگر كسى توانايى داشت كه به علت حكم دسترسى پيدا نمايد در اين صورت مى‏ تواند حكم را در جايى بار كند كه آن علت وجود داشته باشد در غير اين صورت نمى ‏توان حكم را جارى ندانست. به عنوان مثال: اگر در پاره ‏اى از روايات ملاك عده زن در فوت شوهر مخلوط نشدن مياه و نطفه ذكر شده است، آيا مى‏ توان اين حكم را در صورتى كه با اسباب و وسايل ديگر مانع از اختلاط شد اين حكم را تغيير داد؟ روشن است كه فلسفه و علت عده زن اختلاط و عدم اختلاط نيست، بلكه يك حكمتى از اين حكم است، ولى علت اصلى چيست روشن‏ نيست، شايد علت و يا حكمت‏ هاى ديگرى داشته باشد كه اكنون به جهاتى براى ما مشخص نشده است.
بنابراين احكام الهى داراى فلسفه و حكمت مى‏ باشد و دليل آن عقل مى‏ باشد، ولى دست‏يابى به آن از دو راه امكان دارد؛ نخست به وسيله شرع مقدس و دوم به وسيله درك عقل و در غير اين صورت عمل به وظيفه بندگى اقتضا مى ‏كند تا به تمامى دستورات الهى عمل شود، هر چند ملاك آن روشن نباشد.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code