• چهارشنبه، ۸ بهمن ۱۳۹۹
  • الأربعاء، 13 جماد ثاني 1442
  • Wednesday, 27 January 2021

اگر در مجلسى گناهانى چون غيبت و يا دروغ رواج داشته باشد و ما نتوانيم تذكر دهيم، چه كارى بايد انجام دهيم؟

اگر در مجلسى گناهانى چون غيبت و يا دروغ رواج داشته باشد و ما نتوانيم تذكر دهيم، چه كارى بايد انجام دهيم؟

پاسخ : مجلس گناه، جايى است كه گناهى در آن به صورت گفتارى يا كردارى صورت می گيرد، چه افراد حاضر كم باشند يا زياد. از اين روى نبايد پنداشت كه مجلس گناه منحصر به مجالس مهمانى و ضيافت و عروسى و نظير آن است؛ حتى اگر جز فرد گنهكار و يكى از مؤمنين كس ديگرى نباشد، به محدوده ‏اى كه كار خلاف در آن صورت می گيرد، مجلس گناه گويند.
اينك در پاسخ به پرسش فوق می گوييم: حضور در مجلس گناه، تأييد ضمنى گناه محسوب می شود، و علاوه بر شكسته شدن محرمات الهى و بى‏ادبى در مقابل حضرت حق، فرد بزهكار به ادامه معصيت و استمرار بر آن تقويت می شود. در نتيجه منكرات الهى، معروف جلوه می كند و زمينه اشاعه آن در سطحى وسيع‏تر در جامعه اسلامى فراهم می گردد. بنابراين اگر انسان نتواند با به كارگيرى مراحل نهى از منكر، شخص خطاكار را از طغيان و ادامه معصيت باز دارد، بايد از ادامه حضور در چنين مجلسى خوددارى كند و الّا شريك گنهكار است و مانند او به حساب می آيد.
در قرآن مجيد در سوره مؤمنون، آيه 3 آمده است: «وَ الَّذينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»؛ و كسانى كه از لغو دورى گزينند. در روايتى از امير المؤمنين‏ عليه السلام آمده است: «كُلُّ قَوْلٍ لَيْسَ فيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ»؛[1] هر سخنى كه ياد حق را در برنداشته باشد، لغو است.
بديهى است كه شنيدن دروغ، غيبت، تهمت، غنا و نظاير آن لغو است و وظيفه مؤمن است كه از آن اعراض نمايد؛ و گرنه اگر مثلاً كسى به غيبت گوش دهد و واكنش از خود نشان ندهد، مثل كسى است كه غيبت كرده است. پيامبرصلى الله عليه وآله فرموده است: « مَنْ سَمِعَ الْغِيْبَةَ وَ لَمْ يُغَيِّرْ كانَ كَمَنِ اغْتابَ»؛[2] هر كس به غيبت گوش دهد و واكنشى نشان ندهد، مثل كسى است كه غيبت كرده است. و در روايت ديگرى از همان حضرت آمده است: «شنونده غيبت، يكى از غيبت كنندگان است».[3] و اگر به دروغ گوش دهد، با دستور حضرت حق مبنى بر اجتناب از سخن دروغ، مخالفت ورزيده و عصيان نموده است: «…وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»؛[4] و از سخن دروغ اجتناب ورزيد. و كلّاً به هر سخن حرام و باطلى كه گوش دهد، عيناً مانند اطاعت و فرمانبردارى از گوينده آن سخن و پرستش شيطان است. در حديثى در اين زمينه از حضرت باقرالعلوم ‏عليه السلام آمده است: «كسى كه به سخن ناطقى گوش دهد و به او ميل كند، او را پرستيده است، اگر ناطق، مطلبى را از جانب خداوند عزوجل می گويد، شنونده، خدا را پرستيده است؛ و اگر از جانب شيطان می گويد، شيطان را پرستيده است».[5]
براى همين است كه امام صادق ‏عليه السلام فرموده است: «لا يَنْبَغي لِلْمُؤمِنِ أَنْ يَجْلِسَ مَجْلِسًا يُعْصَى اللَّهُ فيهِ وَ لا يَقْدِرُ عَلى تَغييرِ»؛[6] مؤمن نمی تواند در مجلسى كه در آن معصيت خدا می شود و توانايى دگرگون كردنش را ندارد، حاضر گردد؛ چرا كه همنشينى با معصيت‏كار و انسان شرور، آثار نامطلوبى بر آدمى می گذارد.
امام جوادعليه السلام در اين‏باره می فرمايد: «از همنشينى با انسان شر بپرهيز؛ كه او مانند شمشير آخته است كه ظاهرش زيبا ولى اثرش زشت است».[7] چگونه چنين نباشد در حالى كه مباشرت با بزهكاران بر خرمن آدمى آتش زده، او را می سوزاند. در حديثى آمده است كه از مجالست با همنشين بد بپرهيز كه او قرين خود را هلاك می سازد. در روايت ديگرى همنشينى با دوست بد، به هم جوارى با كوره آهنگرى تشبيه شده است كه يا باعث سوخته شدن لباس انسان می شود و يا حداقل بوى بد آن باعث آزار و اذيت می گردد. [8]
با اين همه اگر انسان با شخص معصيت‏كار انس بگيرد و در مجلس وى حضور به هم رساند و به عملش راضى باشد، مثل آن است كه آن كار خلاف را انجام داده است و لذا به عنوان كسى كه معصيت كرده است، شناخته می شود؛ بلكه براى او دو گناه ثبت می گردد، يكى گناهى كه شخص اول انجام داده است، و دوم گناه رضايت به انجام آن معصيت.
در احاديثى كه از حضرت رسول اكرم ‏صلى الله عليه وآله و امام رضا و امام على‏ عليهم السلام نقل شده است، به اين مطالب اشاره شده است. حضرت رسول‏ صلى الله عليه وآله می فرمايد: «هر كس عمل گروهى را، خواه نيك و خواه بد، دوست داشته باشد، مانند كسى است كه آن را انجام داده است».[9] و امام رضاعليه السلام می فرمايد: «هر كس فرد عصيان‏گرى را دوست داشته باشد، عاصى است».[10] و امام على ‏عليه السلام فرموده است: «كسى كه از كار گروهى خشنود باشد، مانند آن است كه در آن كار همراه آنان است و هر كس داخل كار باطلى باشد، دو گناه براى او ثبت می شود، گناه انجام عمل خلاف و گناه رضايت به آن».[11]
نتيجه اين كه انسان در مجلس و محلى كه حتى يك نفر به معصيت مشغول است – چه آن معصيت مثل دروغ و غيبت و از مقوله قول باشد و چه مثل سحر و جادو و اسراف از مقوله فعل باشد – و توانايى بازدارى را ندارد، نبايد وارد شود و بايستى از مجالست با معصيت‏كاران جدّاً پرهيز نمايد.”

پاورقي
“[1] تفسير صافى، ج 3، ص 394، ذيل آيه سوم سوره مؤمنون.
[2] مستدرك الوسائل، ج 9، ص 133، تحقيق و نشر مؤسسة آل البيت‏عليهم السلام قم، چاپ اول، 1407، ابواب احكام العشرة، باب 136.
[3] همان.
[4] سوره حج، آيه 30.
[5] فروع كافى، ج 6، كتاب الأشربه، باب الغناء، ص 434.
[6] كافى، ج 2، ص 374، كتاب الايمان و الكفر، باب مجالسة أهل المعاصى.
[7] مستدرك الوسائل، ج 8، ص 351، ابواب احكام العشرة، باب 27.
[8] جامع الأصول، ابن اثير، ج 6، ص 544 (تحقيق از ناؤوط، دارالفكر، بيروت، چاپ دوم، 1403ه)، الفصل الثالث، الفرع الثامن، مقايسه كنيد با مسند احمد، ج 4، ص 405 – 404 (دارصادر، بيروت)؛ صحيح مسلم، ج 2، ص 542 (دارالفكر، چاپ اول، 1408ه) كتاب البرّ و الصلة، باب 45.
[9] نهج‏الفصاحه، ج 2، ص 687، شماره 4236 (تحقيق غلامحسين مجيدى، مؤسسه انصاريان، قم، چاپ اول، 1421ه/ 1379ه ش).
[10] وسائل الشيعه، ج 11، ص 446، ابواب الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر، باب 18، (تصحيح محمد شيرازى، داراحياء التراث العربى، بيروت).
[11] عن علي‏عليه السلام قال: «الراضي بفعل قومٍ كالدّاخل فيه معهم و لكلّ داخلٍ فى باطلٍ إثمان، اِثم العمل به و اثم الرضا به»؛ نهج‏البلاغه، بخش سوم (حكمت‏ها)، حكمت شماره 154، (ترجمه مرحوم دشتى، نشر لاهيجى، چاپ اول، 1379).”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code