• چهارشنبه، ۸ بهمن ۱۳۹۹
  • الأربعاء، 13 جماد ثاني 1442
  • Wednesday, 27 January 2021

 فلسفه استفاده از مُهر براى نماز چيست؟ و اگر نباشد، آيا نماز دچار اشكال مى‏ شود؟ در كشورهاى عربى، بيشتر مردم بدون مهر نماز مى‏ خوانند، چگونه است؟ حتى حجاج كه به زيارت خانه خدا مى‏ روند، آنجا بدون مهر نماز مى‏ خوانند و به رهبران سنى اقتدا مى‏ كنند و نماز مى‏ خوانند و شيعه و سنى همه با هم در آن جا نماز جماعت مى‏ خوانند، چگونه است؟

 فلسفه استفاده از مُهر براى نماز چيست؟ و اگر نباشد، آيا نماز دچار اشكال مى‏ شود؟ در كشورهاى عربى، بيشتر مردم بدون مهر نماز مى‏ خوانند، چگونه است؟ حتى حجاج كه به زيارت خانه خدا مى‏ روند، آنجا بدون مهر نماز مى‏ خوانند و به رهبران سنى اقتدا مى‏ كنند و نماز مى‏ خوانند و شيعه و سنى همه با هم در آن جا نماز جماعت مى‏ خوانند، چگونه است؟

پاسخ : سؤال فوق در واقع دو پرسش است: يكى درباره علت استفاده از مهر و سبب استفاده نكردن بيشتر مردم عرب زبان از آن است و ديگرى درباره اقتداى شيعه به سنى در مسجدالحرام می باشد. و اما پاسخ‏ها:
از نظر شيعه، بايستى بر زمين و چيزهايى غير خوراكى و غير پوشاكى كه از زمين می رويد، سجده كرد. و منظور از خواركى، چيزهايى است كه طبق عادت، خام يا پخته آنها خورده می شود. در روايتى از هشام بن حكم آمده است، از امام صادق‏ عليه السلام پرسيدم: «اَخبِرنى عَمّا يَجُوزُ السُّجودُ عَلَيهِ وَ عَمّا لا يجوزُ. قال‏عليه السلام السُجودُ لا يجوزُ الّا عَلَى الارضِ اَوْ عَلى ما يُؤكَلُ اَوْ يُلبَسُ؛ لانَّ اَبناء الدُّنيا عبيدُ ما يأكلُونَ وَ يَلبَسُونَ و السَّاجِدُ فى سُجُوده فى عبادَةِ اللَّه عزَّوجَلَّ فَلا يَنبَغى اَنْ يَضَعَ جَبْهَتَهُ فى سُجُودهِ عَلى مَعبُودِ اَبناءِ الدُّنيا الذينَ اغْتَرُّوا بِغُروِها و السُّجودُ عَلَى الارضِ اَفْضَلُ لانَّهُ اَبْلَغُ فى التواضُعِ و الخُضُوعِ للَّه عزوجل»؛[1] زيرا سجده، كرنش در مقابل خداوند عزيز است و شايسته نيست بر خوردنى‏ ها و پوشيدنى‏ ها باشد. چرا كه دنياپرستان، بنده خوردنى‏ ها و پوشيدنى‏ه اي خويش‏اند در حالى كه فرد سجده كننده، در كرنش خود در عبادت الهى به سر می برد و براى همين نبايد پيشانى خود را بر آنچه مورد پرستش دنياپرستان – كه فريب نيرنگ دنيا را خورده ‏اند – است، بنهد. و سجده بر زمين[2] افضل است چون در راستاى تواضع و كرنش در برابر خداوند عزيز نفوذ بيشترى دارد.
مراجع تقليد شيعه نيز همين‏گونه فتوا و نظر داد ه اند. [3] بنابراين علت سجده بر مهر همان علت سجده بر خاك است منتهى چون در اين دوران دسترسى به خاك در منازل و مساجد مشكل است و از طرفى با نحوه زندگى مردم چندان سازگارى ندارد، همان خاك را به صورت مهر درآورده و بر آن سجده می كنند.
سيره مسلمانان نيز در عصر گرامى رسول خداصلى الله عليه وآله سجده بر زمين مسجد بود كه از سنگ ريزه – كه ملحق به خاك است – تشكيل شده بود. آنان هنگام گرمى هوا كه سجده بر سنگ‏هاى داغ مشكل بود، سنگ ريزه‏ ها را به دست می گرفتند تا خنك‏تر شود و بتوانند بر آن سجده كند. در گزارشى از جابر بن عبداللَّه انصارى آمده كه گويد من نماز ظهر را با پيامبرصلى الله عليه وآله می خواندم. مشتى سنگ‏ريزه در دست گرفته و آنها را از شدت حرارت دست به دست می كردم تا خنك شود و به هنگام نماز بر آن سجده می كردم. [4] اگر سجده بر غير زمين جايز بود، صحابه بر لباس‏ه ايشان سجده می كردند و زحمت خنك نمودن سنگ ريزه را متحمل نمی شدند. [5]
در گزارش ديگرى رسول خداصلى الله عليه وآله به يكى از اصحاب به نام صهيب كه از خاكمال شدن پيشانى خود دورى جسته بود، فرمود: «تَرِّب وجهَكَ يا صُهَيبُ»؛[6] صهيب، صورت خود را خاكمال كن.
همچنين اگر احياناً برخى از افراد بر گوشه عمامه خود سجده می كردند، پيامبرصلى الله عليه وآله آن را از زير پيشانى آنها می كشيد. نيز در گزارشى آمده كه وقتى فرزند عمر سجده می كرد، اگر عمامه بر روى سرش بود، آن را كنار می زد تا پيشانى‏اش به روى زمين قرار گيرد. [7]
اين گزارشات و احاديث و نظاير آنها همگى دلالت دارد كه در عصر رسول اللَّه ‏صلى الله عليه وآله وظيفه مسلمانان سجده كردن بر سنگ و خاك بوده و آنان هرگز بر فرش و لباس و گوشه عمامه سجده نمی كردند و بعداً كه وحى الهى به پيامبرصلى الله عليه وآله ابلاغ گرديد، و زواياى دينى روشن‏تر گشت مشخص شد كه بر حصير و بوريا و امثال آن از چيزهايى كه از زمين می رويد و خوردنى و پوشيدنى نيست هم می توان سجده كرد. [8]
آنچه پيرامون سجده گفته شد، بر طبق اصل اوليه و حالت عادى است و در حالت ثانوى و غير عادى و در حال تقيه می توان بر لباس و حتى خوردنى و پوشيدنى هم سجده كرد. انس بن مالك گويد: ما با پيامبر نماز می خوانديم. هر گاه يكى از ما از گزاردن پيشانى بر زمين معذور بود، بر گوشه عمامه يا لباس خود سجده می كرد. [9]
امام خمينى ‏رحمه الله در اين‏باره می فرمايد: «اگر چيزى كه سجده بر آن صحيح است، ندارد يا اگر دارد به واسطه سرما يا گرماى زياد و مانند اينها نمی تواند بر آن سجده كند، بايد بر لباسش اگر از كتان يا پنبه است سجده كند. و اگر از چيز ديگر است، بر همان چيز سجده كند. و اگر هم نيست، بايد بر پشت دست، چنان‏چه آن هم ممكن نباشد، به چيز معدنى مانند انگشتر عقيق سجده نمايد».[10]
رهبر حكيم انقلاب نيز از انجام اعمالى كه موجب شكستن اتحاد مسلمانان در ايام حج و غير آن می شود – از جمله آوردن سجاده و حصير و نظير آن به مساجد مكه و مدينه براى سجده – نهى تحريمى كرده و از مسلمانان شيعه خواست ه اند از اين امور خوددارى نمايند. [11]
پاسخ سؤال دوم: چون اماميه از جمله شرايط امام جماعت را شيعه بودن عنوان كرده، طبيعتاً نمی توان به امام جماعت سنى مذهب اقتدا كرد ولى وقتى مسأله تقيه در كار باشد اين حكم تغيير می كند و اقتداى به اهل سنت جايز می شود و بلكه لازم است از انجام امورى كه مايه تفرقه ميان مسلمانان می شود، اجتناب كرد. حضرت امام خمينى ‏رحمه الله در پاسخ به اين سؤال (در مواردى دستور فرموده‏ايد در نماز جماعت اهل تسنن شركت كنيم، آيا اين نماز از نظر نيت و غيره مثل نماز جماعت شيعه است) فرمود ه اند: «به هر نحو آنها عمل می كنند، انجام دهند (دهيد). نيز در پاسخ به اين سؤال (طبق رساله امام، يكى از شرايط امام جماعت، شيعه بودن است بعضى از برادران دانشجو در خارج از كشور با استناد بر اين مسأله در مساجد و جماعات مسلمانان (اهل سنت) شركت نمی كنند و اين عمل آنها موجب بدبينى ديگر مسلمانان نسبت به ما (شيعيان) شده است. آيا اين كار شرعاً صحيح است يا نه؟ فرمود ه اند: «اگر شركت نكردن در نماز آنان موجب بدبينى است، شركت كنند و با آنها نماز بخوانند». البته شركت در نماز جماعت اهل سنت محدود و منحصر به ايام حج نمی شود و اگر ضرورتى ايجاب كند، در جاهاى ديگر هم می توان به آنان اقتدا كرد. حضرت امام در پاسخ به اين پرسش (در غير موارد حج، شيعيان می تواند به امام جماعت اهل تسنن اقتدا نمايند يا خير؟) گفت ه اند: «می توانند».[12]
رهبر حكيم انقلاب هم از تمامى شيعيان خواسته كه در نماز جماعت اهل سنت، مخصوصاً در ايام حج شركت نمايند و از انجام اعمالى كه وهن مذهب شيعه را در پى دارد، خوددارى نمايند. [13]”

پاورقي
“[1] من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج 1، ص 277، باب 41؛ باب علة النهى عن السجود على المأكول… (تحقيق محمدجواد مغنيه، تصحيح بقاعى، دارالاضواء، بيورت، چاپ دوم، 1413ه).
[2] منظور از «ارض» (زمين)؛ خاك يا امثال آن است؛ يعنى خود زمين نه چيزهايى كه از زمين می رويد و خوردنى و پوشيدنى نيست.
[3] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 606 تا 609 (دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ سوم، 1378).
[4] مسند احمد، ج 3، ص 327 (دارصادر، بيروت)؛ دوازدهمين همايش علمى – پژوهشى فجر، كميسيون فقهى، مسائل فقهى متقارب و مشترك مذاهب اسلامى، مولوى سيف الرحمان ربانى، ص 8.
[5] پاسخ به 60 پرسش، ص 70 (دفتر نمايندگى مقام معظم رهبرى در امور اهل سنت بلوچستان، چاپ دوم، 1380).
[6] كنزالعمال، هندى، ج 7، ص 465، ش 19810 (تصحيح صفوة السقا، موسسة الرسالة، بيروت، 1409ه)؛ دوازدهمين همايش علمى، پژوهشى فجر، كميسيون فقهى، مسائل فقهى متقارب و مشترك مذاهب اسلامى، ص 8.
[7] السنن الكبرى، بيهقى، ج 2، ص 105، كتاب الصلوة، باب الكشف عن الجبهة فى السجود (دارالمعرفة، بيروت).
[8] دوازدهمين همايش علمى، پژوهشى فجر، كميسيون فقهى، مسائل فقهى متقارب و مشترك مذاهب اسلامى، ص 8 و توضيح المسائل مراجع، ج 1.
[9] صحيح بخارى، ج 1، ص 101؛ صحيح مسلم، ج 1، ص 109 به نقل از دوازدهمين همايش علمى – پژوهشى فجر، كميسيون فقهى، مسائل فقهى متقارب و مشترك مذاهب اسلامى، ص 9.
[10] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 610.
[11] همان، ص 197 – 196.
[12] استفتاءات، ج 1، ص 279 – 278 (دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ چهارم، 1376).
[13] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 197.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code