• شنبه، ۹ اسفند ۱۳۹۹
  • السبت، 15 رجب 1442
  • Saturday, 27 February 2021

چرا وقتى كه نام پاك حضرت پيامبرصلى الله عليه وآله مى آيد و گفته مى شود بايد صلوات بفرستيم؟

چرا وقتى كه نام پاك حضرت پيامبرصلى الله عليه وآله مى آيد و گفته مى شود بايد صلوات بفرستيم؟

پاسخ : يكى از صفات خداوند در مكتب اسلام حكمت خداوند است، حكيم به كسى گفته مى‏ شود كه كار بدون هدف و مصلحت انجام نمى‏ دهد، از جمله آفرينش انسان است كه بنا به حكمت خلق شده و در خلقت آن غايت و هدف متعالى فرض شده است.
از طرفى خداوند غنى بالذات است لذا در خلقت و آفرينش به حكم عقل و نقل چيزى عايد او نخواهد شد كه در غير اين صورت او كمال مطلق و غنى بالذات نخواهد بود. بنابراين در خلقت هر چه خير است به مخلوقين برمى‏گردد كه او فيّاض على الاطلاق است. انسان با دلايل كلامى و فلسفى و عقلى و نقلى بر ممكن الوجودى خود اذعان دارد و به صراحت عقل مى‏ فهمد كه خلقتش براى به كمال رسيدن و كامل شدن است.
و اين را نيز مى‏ فهمد كه همه جهات سعادت و كمال را با نردبان عقل نمى ‏تواند طى كند، كه عقل بر او حكم مى ‏كند تا براى نيل به سعادت ابدى قوانين و مقرراتى را بفهمد و بداند تا با به كار گرفتن آن روح كمال خواهى خود را سيراب كند.
اين قانون، قانون خداست كه به وسيله وحى براى انسان‏ها از طرف خداوند ابلاغ مى‏شود و واسطه آن به نام پيامبر بايستى داراى صفت عصمت باشد تا در گرفتن دستورات از خدا و در نگهدارى آن و ابلاغش به مردم از خطا و لغزش مصون باشد. [1]
به سبب نقل، در گذشته تاريخ، پيغمبران بسيارى براى هدايت بشر آمده‏ اند، و قرآن كريم كثرت ايشان را تأييد فرموده است و عده ‏اى را با نام و نشان ذكر كرده است. [2]
به نص قرآن كريم و كتب آسمانى گذشته، خاتم الانبياءصلى الله عليه وآله وجود مبارك حضرت محمد بن عبداللَّه است كه طبق روايات فريقين، علامات و معنوياتى از ايشان ظهور و بروز داشته و از ويژگى خاص در نظام خلقت خداى حكيم برخوردار است. «لقد كان لكم فى رسول اللَّه اسوةٌ حسنةٌ لمن كان يرجوا اللَّه و اليوم الاخر و ذكر اللَّه كثيراً»؛[3]
حتى در زمان كودكى ملك قلبش را شستشو داد. [4] و از زمانى كه از شير گرفته شد، خداوند بزرگترين فرشته را قرين و همدم او نمود،[5] آيات معراج، مباهله و… [6] خود دليلى ديگر بر يگانگى و شخصيت ويژه و خاص آن حضرت است.
پيش از مبعوث شدن به رسالت، نبوت داشته ‏اند، و در بعضى روايات آمده كه: «شش ماه قبل از رسالت، به نبوت مشرف شدند»؛[7] آيه شريفه 9 و 10 سوره علق، اشاره به نماز خواندن آن بزرگوار قبل از نبوت نموده است. [8]
دليل افضليت حضرت محمد‏صلى الله عليه وآله ، وجود مبارك خودشان، مقاماتش و اينكه او رسول است تا آخر عالم و براى همه جهانيان و كتاب او به نام قرآن حجتى براى اهل عالم و بهترين دليل براى افضليت ايشان دعوت به معارف الهى و توحيدى و … كه پيامبران پيشين عليهم السلام مانند آن را نياورده ‏اند مى ‏باشد. [9]
و آيه شريفه: «ان اللَّه و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليماً»؛[10] نشانگر علاقه خاص خداوند و فرشتگان نسبت به پيامبرصلى الله عليه وآله است كه به مؤمنان دستور مى‏دهد كه شما هم صلوات و سلام بر او بفرستيد.
صلاة در آيه در اصل به معناى انعطاف بوده و صلات خدا بر پيغمبر به معناى انعطاف او به وى است، به وسيله رحمتش البته انعطافى مطلق، چون در آيه شريفه صلات را مقيد به قيدى نكرده و همچنين صلاة ملائكه او بر آن جناب‏ صلى الله عليه وآله انعطاف ايشان است بر وى، به اين كه او را تزكيه نموده و برايش استغفار كنند، و صلات مؤمنين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براى او.
و در اينكه خداوند قبل از امر به مؤمنين كه بر او صلوات بفرستيد، نخست صلات خود و ملائكه خود را ذكر كرده، دلالتى است بر اينكه صلوات مؤمنين بر آن جناب به پيروى خداى سبحان و متابعت ملائكه اوست. [11] و اين خود دليلى است بر عظمت آن بزرگوارصلى الله عليه وآله وسلم.
صفت حكيم بودن اقتضاء دارد كه كارها با عنايت و هدف باشد، غنى ذاتى خداوند بى‏نيازى از هدف و غايت را مى ‏رساند، و امر به پيروى و اطاعت و صلوات بر بهترين مخلوقش به طور حتم براى خير رساندن به ديگران است. از طرفى عقل هم حكم مى‏ كند حال كه او بهترين مخلوقين است و مورد توجه ويژه و خاص خداوند، و از طرفى اطاعت از خدا و رسولش براى نيل به كمال مطلق واجب است، در اطاعت به اين امر مهم قطعاً هدف تكاملى پيروان لحاظ شده است. چون مى‏ گوييم: «خدايا رحمتت را بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل فرما وقتى رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم مى‏ رسد چون او مجراى فيض است و اگر بخواهد خيرى به ديگران برسد بايد به عنوان رحمت خاصه نخست به حضرت‏ صلى الله عليه وآله نازل شده و سپس به ديگران برسد».[12]
لذا صلوات براى توضيح درجه ما – فرستنده صلوات – است، چرا كه پيغمبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله اشرف موجودات است، پس بايد يك كمال وجودى‏اى را داشته باشد كه «لا كمال فوقه» هيچ كمالى بالاتر از آن نباشد، بنابراين اعطاى كمال جديدى به ايشان كه داراى آن نباشد، تصور نمى ‏شود، پس صلوات ما يك نحوه تعظيم و تكريم است كه در اثر آن به كمال و مرتبه آن بزرگوار هيچ اضافه نمى ‏شود و عيناً مثل اين است كه يك سيب به باغ سيب ببرند و براى تعظيم و تكريم صاحب باغ به او بدهند، زيرا هر مزيت دينى و دنيايى از بركات رسول اكرم است و آن حضرت صاحب همه خيرات و مبرات مى‏ باشد. [13]
صلوات بر محمد و آل محمدصلى الله عليه وآله فعلى از افعال ما است و علم و عمل هر دو جوهرند، كه گوهر انسان را مى ‏سازند و عين حقيقت و ذات انسان مى‏ شوند و انسان كامل مبراى از امكان استعدادى است كه در كمال فعليت رسيده است هر چند عبد شكور امت پس بداند كه صلوات عايد ما مى‏ شود كه از نقص به كمال و از قوه به فعليت مى‏رويم نه عايد آن كه خود عارى از قوت است. [14]
و صلوات، نيز مانند ساير اعمال شكل و روحى دارد، روح آن اين است كه مقام آنان را نزد خدا فهميده و بفهميم كه آنها وسيله‏ ها و شفيع‏ هايى نزد خدا بوده و خداوند كسى را بدون توسل به آنان نمى‏ پذيرد. و نيز آنان به انسان به خود او اُولى مى‏ باشند.
و پايه اين مطلب اندك شناخت واقعى است كه باعث عمل به اولويت آنان مى‏باشد، و آن گاه كه اين شناخت واقعى تحقق يافت و بنده با اين شناخت يك بار صلوات فرستاد، رسول خداصلى الله عليه وآله ده بار بيشتر و بى نهايت بر او صلوات مى ‏فرستد، و اگر اين صلوات در دعا باشد، دعا مستجاب مى‏ گردد. [15]
و گفته ‏اند كه فايده صلوات بر آن حضرت ‏صلى الله عليه وآله براى فرستنده است كه بر اثر اين عمل پاداش مى‏ يابد، زيرا خداى تعالى درجه و مقامى به آن بزرگوار داده و نعمت‏هايى به او بخشيده كه درود و دعا بر آن چيزى نمى‏افزايد، البته عده ‏اى گفته ‏اند فايده آن درخواست، بالا بردن درجه و افزوده شدن پاداش آن حضرت‏ صلى الله عليه وآله هم هست، زيرا نعمت‏هاى خدا را اندازه نيست، و بر اين گفتار اخبار رسيده از معصومين‏ عليهم السلام است كه دلالت به مطلب دارد. [16]
از جمله آن روايات، اينكه صلوات بر پيامبرصلى الله عليه وآله موجب مغفرت و بخشش گناهان است. [17] از امام صادق‏ عليه السلام است كه فرمود: حضرت رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: هر كه بر من درود فرستد خدا و فرشتگان بر او درود فرستند، پس هر كه خواهد كم و هر كه خواهد بسيار درود بفرستد. [18] و همچنين پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: صداهايتان را به درود بر من بلند كنيد كه نفاق و دورويى را از بين مى‏ برد. [19] در جايى ديگر در حالى كه شاد بود فرمود: جبرييل به نزدم آمد و گفت: اى محمد! هر كسى بر تو يك بار درود فرستد خداوند براى او ده حسنه مى‏ نويسد و ده گناه او را محو مي كند و ده درجه بر درجات او مى ‏افزايد. [20] و فرمود هر كسى بر من درود بفرستد خداوند و فرشتگان بر او درود مى‏فرستند. [21]
صلوات بر پيامبرصلى الله عليه وآله آن قدر ارزش و عظمت در درگاه خداوند دارد كه براى اجابت دعاها گفته ‏اند: تا صلوات در آن نباشد به اجابت نخواهد رسيد و در دعاى مكارم الاخلاق و دعاى به والدين در صحيفه سجاديه زياد صلوات تكرار مى‏ شود، علت همين است. [22]
هشام بن سالم از امام صادق‏ عليه السلام نقل مى ‏كند كه فرمود: همواره دعا از عروج به مرتبه اجابت ممنوع است تا آن كه در او صلوات بر پيغمبرصلى الله عليه وآله و آل او فرستاده شود. سكونى نيز از حضرت امام صادق ‏عليه السلام نقل كرده كه فرمودند: اگر كسى دعا كند و نام مبارك رسول خداصلى الله عليه وآله را با درود ياد نكند آن دعا بر بالاى سرش پرپر مى‏ كند و توان عروج ندارد و چون نام مبارك رسول اللَّه ‏صلى الله عليه وآله را با درود يادآورى مى‏ كند دعايش به مرتبه اجابت عروج مى نمايد. [23]
بنابراين اولاً قدردانى و سپاسگزارى از حضرت پيامبرصلى الله عليه وآله امر عقلايى است كه او واسطه فيض و اسوه و مربى و راهنماى ماست و از طرفى بهترين مخلوق خداوند و عصاره خلقت و ثانياً او و خاندانش راه و صراط اقوم براى نيل به سوى خداوند كه حتى نماز بدون ذكر صلوات بر آنان قبول نيست و ثالثاً به دليل نياز بشر به كمال و ضعف مفرط و وفور نعمت‏هاى خداوند بر او عقل حكم مى‏كند، شكر منعم و سپاسگزارى از او در گفتار و عمل، لذا خداوند فرمود : من و ملائكه درود مى‏فرستيم بر محمدصلى الله عليه وآله اى مؤمنين شما نيز چنين كنيد. لذا از اين جهت هم واجب و لازم است، اگر چه بيان شد كه نفس صلوات براي فرستنده و خود راهى و صراطى براى هدايت و به كمال رسيدن بشر است.”

پاورقي
“[1] قواعد العقائد، خواجه نصرالدين، تصحيح على ربانى گلپايگانى، بحث عصمت، ص 90.
[2] شيعه در اسلام، علامه طباطبايى، ص 85.
[3] سوره احزاب، آيه 21.
[4] بحار، ج 15، ص 352، روايت 3.
[5] بحار، ج 14، ص 475 و ج 18، ص 271.
[6] سوره اسرا، آيات اول.
[7] بحار، ج 6، ص 155.
[8] در محضر علامه طباطبايى، محمد حسين رخشا، ج اول سال 1380، قم، ص 90.
[9] همان.
[10] سوره احزاب، آيه 56.
[11] ترجمه الميزان، ج 16، ص 508 ذيل آيه.
[12] حكمت عبادات، آيت اللَّه جوادى، اسرا قم، ج 3، ص 1279 ،242.
[13] در محضر علامه، ص 121.
[14] هزار و يك نكته، علامه حسن‏زاده، نكته 189.
[15] ترجمه الراقبات، ترجمه ابراهيم محدث ، ص 243.
[16] همان، ص 244.
[17] كنزالعمال، ج 1،ص 436.
[18] ترجمه المراقبات، ص 244.
[19] كنزالعمال، همان.
[20] همان.
[21] اصول كافى، ج 2، ص 402.
[22] شرح مناجات شعبانيه، ترجمه آيت اللَّه محمد گيلانى، ج 1، ص 1313 ،43.
[23] شرح مناجات شعبانيه.”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code